ماجرای آتش نشانی که با گریه می گوید: داره می ریزه

fest92 ژانویه 4, 2019 ۰

عطیه رحیمی فرد / از دویدن ایستاده ام، زنده ام، همه جا رو غبار گرفته، چشمم جایی رو نمی بیند، لحظاتی زمان می برد تا همه چی آرام شود، صدای ناله ها بلند می شود، حالا اول ماجراس…

این جملات، بخشی از اسیتمنت مجموعه عکس مستند با عنوان “جای خالی یک آسمان خراش” محمد محسنی فر عکاس آژانس عکس تهران است که در سیزدهمین جشنواره دوربین .نت درباره آن صحبت کرد

محسنی فر علت انتخاب این سوژه را این گونه بیان کرد: مدتها بود دلم می خواست یک مجموعه از جنگ خرمشهر را بازسازی کنم که برای این کار باید به خرمشهر می رفتم اما با مشورت استادم آقای احمد سلیمانی تصمیم گرفتم برای شروع مجموعه در تهران شروع کنم، مثل راهپیمایی های سال ۵۷، برای شروع چند روز از سر در دانشگاه تهران عکاسی کردم. اما یه جای کار اشتباه بود عکس های ۵۷ عکس های من نبودند و این قضیه من را راضی نمی کرد تا اینکه به سالگرد پلاسکو نزدیک می شدیم خیلی دلم می خواست یه کاری انجام بدهم. برای همین مجموعه را با پلاسکو شروع کردم.
وی در ادامه گفت: روزی که حادثه پلاسکو رخ داد من آفیش برای برنامه دیگه ای داشتم اما با زنگ های پی در پی دوستان متوجه حادثه شدم وسریع خودم را به محل حادثه رساندم، ساختمان پلاسکو داشت می سوخت و شرایط بحرانی بود همین که لنز دوربین را عوض کردم و دوباره خواستم عکس بگیرم فک کردم سرم گیج می رود اما وقتی دوربین را آوردم پایین،دیدم ساختمان دارد می ریزد، سعی کردم فرار کنم، برای چند لحظه زمان ایستاد یادم آمد که چند عکاس داخل ساختمان بودند، مدام اسم هایشان توی ذهنم می آمد، (حق عکاس خبری نیست که با وجود شرایط سختِ کاری،سر برنامه جونش را از دست بده) اما بعد از گذاشتن چند دقیقه از سلامتی آنها با خبر شدم، هنوز هم یادآوری آن چند ساعت تلخ و عذاب آور هست. در واقع دوره عکاسی خبری فعلی به بعد از پلاسکو و قبل از پلاسکو تقسیم می شود.
او با یادآوری خاطرات روز حادثه گفت: برای اینکه بتوانم صحنه های روز حادثه را بازسازی کنم چالش های مختلفی رو به رو شدم از جمله اینکه لنزی که روز حادثه استفاده کردم ۱۶ میلیمتر بود والان نیاز به لنز ۱۱ میلیمتر داشتم که در دسترس نبود برای همین تا جای که می توانستم باید دستم را می کشیدم. دومین چالش،سایز عکس بود سایزی که من انتخاب کرده بودم چاپخانه برای چاپش مشکل داشت و از هم مهم تر این بود که روز حادثه هوا غبار آلود بود و من باید ساعت نوری را طوری تنظیم می کردم که بتوانم عکس ها را باز بگیرم اما چهاراه استانبول تقریبا همیشه شلوغ بود و‌ من نمی توانستم جلوی حرکت ماشین ها را بگیرم این در حالی بود که من روز حادثه چند فریم وسط خیابان عکاسی کرده بودم، چند روز اول که برای عکاسی می رفتم از نتیجه کار اصلا راضی نبودم، رفت و آمد ماشین ها و موتورها مانع از عکاسی من می شد، تنها ساعت مناسب که هم خلوت باشد و همین اینکه ساعت نوری روز حادثه را داشته باشد ساعت ۵الی ۶ صبح بود. آن زمان عکاس خبرگزای مهر بودم تصمیم گرفتم آفیش دیر وقت بگیرم که بتوانم تو خبرگزاری بمانم که تا ۵ صبح چهاراه استانبول باشم

محسنی فر گفت: روزی که مجموعه راخبرگزاری کار کرد بازخوردی که منتظرش بودم و را دریافت نکردم در واقع از اینکه زحماتم دیده نشده بود ناراحت بود، برای همین تصمیم گرفتم چند فریم از مجموعه را در اینستاگرام بگذارم با اینکه اینستاگرام را خیلی شبکه ای قدرتمندی نمی دانم اما تو دیده شدن عکس ها خیلی کمک کرد حتی بازخوردش به خبرگزاری هم کشید

وی در پایان با نشان فیلم چند ثانیه شایان محرابی از روز حادثه پلاسکو گفت عکاس خبری قرار نیست با نشان دادن یک مجموعه دنیا را نجات بدهد اما رسالت کاری خود را انجام می دهد.

+ گزارش تصویری نشست

پاسخی بگذارید »